|
سلام! من بهنازم دوست مهسا جون....مهسا احتمالا تا ۱ ماه نمی تونه بیاد وب و بهتون سر بزنه ولی من هر موقع که بتونم میام و پیاماتونو بهش می رسونم .
سلام خوفین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ می بینین آقا چه ذوقی می کنه؟ شرمنده این چیزا از من به دوره ولی وقتی شیطون می شم اینطوری می شه.............. خوشملن نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ دفترمو باز می کنم اولین صفحه حکایت از رفتنت دارد به صفحه ی دیگر می نگرم باز حکایت از رفتنت دارد...... تمام صفحات از نبودنت...... از غم دوریت.......... چشم انتظاریت .......... و امید به بازگشتت پر کرده ام تنها یک برگ سفید باقی مانده برگی که برای آمدنت خالی گذاشتم........ کاش کنارم بودی کاش چشمان مخمورت هنوز جستجو گر چشمان من بود کاش دستای گرمت هنوز تو دستای سردم بود کاش کلمه ی دوستت دارم را روی لبانت جراحی نمی کردند کاش آغوشت هنوز هم برای من بی پناه بود نه آن بیگانه خدا نشناس کاش بینمون غریبه ای راه پیدا نمی کرد کاش.......... کاش اون روز لعنتی اتفاق نمی افتاد کاش تو چشمانت را به دیگری نمی فروختی کاش روحت را اینگونه اسیر رقیبم نمی کردی و ای کاش امیدم به این زندگی می ماندی....... ولی افسوس......... این یه نامه ی قدیمیه ولی خیلی قشنگه
نامه ی یک پسر ۹ساله به دختر همسایه
سلااااااااام گلای قشنگم ممنون از همتون که به من لطف دارین بازم دلم گرفته ولی لزومی نداره حال شمارم بگیرم فعلا برید حال کنید راستی آهای کسائیکه واقعا نوشته هامو می خونید بهم بگید دوست دارین براتون عکس بذارم اس ام اس بنویسم یا خاطره ........... من رشته محبت خود از تو مي بُرم ….. باشد گره خورد به تو نزديکتر شوم بدنامي حيات دو روزي نبود بيش…. آنهم با تو بگويم چه سان گذشت در لحظات تصميم گيري است که سرنوشت ما شکل مي گيرد خدايا به عالم تو راضي مباش…. کزين بيشتر من خدايا کنم اگر هر روز راهت را عوض کني ، هرگز به مقصد نخواهي رسيد در انديشه آنچه کرده اي مباش، در انديشه آنچه نکرده اي باش درباره درخت بر اساس ميوه هايش قضاوت مي کنند نه بر اساس برگهايش خداوند به هر پرنده اي دانه اي ميدهد، ولي آنرا داخل خانه اش نمي اندازد تفاوت بزرگي ميان دوست نداشتن رفتار ديگري ، با دوست نداشتن خود او وجود دارد يکي مي پرسد : اندوه تو از چيست؟ سبب ساز سکوت مبهمت کيست؟ برايش صادقانه مي نويسم: براي آنکه بايد باشد و نيست…. اين عشق نيست که دنيا را مي چرخاند. عشق چيزي است که چرخش آنرا ارزشمند مي کند آنقدر دل اَتم پُر بود که با شکافتنش دنيايي لرزيد. دل من نيز پُر بود. وقتي شکست ، سکوتي کرد که به دنيايي مي ارزيد امروز را براي بيان عشق به عزيزانت غنيمت بشمار. شايد فردا احساسي باشد اما …عزيزي نباشد ساقه شکستن ، قانون طوفان است. تو نسيم باش و نوازش کن در حضور خارها هم ميشود يک ياس بود..در هياهوي مترسکها پر از احساس بود روز اول با عشق برايت گلي آوردم….. و تو با آن ظرفها را شستي به خودتان قول بدهيد ، هيچ وقت به اميد تغيير دادن کسي ، با او وارد زندگي مشترک نشويد مرا هر جور خواهي دربه در کن جفايت را از اين هم بيشتر کن بزن با عشق خود آتش به جانم . سکوت سرشار از ناگفته هاست و ناگفته ها پر بهاترين داشته هاست. زندگي مانند رانندگي در يک دشت پر از گل است که بايد از همه لحظه هاش استفاده کنيم به تفاوت اينکه در آخر جاده تابلويي به اين عبارت نصب شده(دور زدن ممنوع) زنده ام با نام تو پژمرده ام بي نام تو،حاضرم پرپر شوم در محضر ديدار تو. فردا هايي که هيچ وقت نميرسند هم بهانه خوبي است براي اميدوار بودن،براي زندگي بهتر داشتن،براي يک نفس راحت کشيدن،خدايا شکر. با آب طلا نام حسين قاب کنيد،با نام حسين يادي از آب کنيد،خواهيد که سربلند و جاويد شويد،تا آخر عمر تکيه به ارباب کنيد. ما زنده به عشقيم ولي عشق تب دوست،ما طالب مرگيم ولي در طلب دوست،ما تشنه درديم ولي از غم هجرانيم،درويش نگاهيم ولي با لب خندان. به سه دليل دوستت دارم دو تاشو نميدونم يکيشم يادم نيست. بار دگر ما را کلک زد دم از يک اتفاق مشترک زد براي لحظه اي با تو شکفتن هزاران بار قلبم را محک زد همان طور که آفتاب تيرگي ها را مي راند اشخاص با نشاط نيز از قلب ديگران غم و اندوه را مي زدايند - دکتر علي شريعثي يکي مي پرسد: “اندوه تو چيست؟ سبب ساز سکوت مبهمت کيست؟” برايش صادقانه مي نويسم: براي آنکه بايد باشد و نيست *دل را به نديدن عادت ندادم اما پري من به نديدنم عادت داشت هر شب به ديدارش مي شتابم اما فرشته ي كوچك من فراموش كار است ... فرو رفتن در عين شين قاف هم چه چيز با نمكي ست ;) *هنوز در به در کوچه هاي خاطره ام / هنوز اسم تو مانده گوشه حنجره ام /هنوز مثل نخستين نگاه عاشق تو / در انحصار غم عشق در محاصره ام *توي زندگي بعضي چيز ها بزرگ ، بعضي چيز ها کوچک ، بعضي چيز ها ساده و بعضي چيز ها مهم هستند: *هنوز در به در کوچه هاي خاطره ام / هنوز اسم تو مانده گوشه حنجره ام /هنوز مثل نخستين نگاه عاشق تو / در انحصار غم عشق در محاصره ام *توي زندگي بعضي چيز ها بزرگ ، بعضي چيز ها کوچک ، بعضي چيز ها ساده و بعضي چيز ها مهم هستند: وقتي عشقت رو از دست دادي ديگه سعي نكن به دستش بياري ،درست مثل چيني شكسته مي مونه كه حتي اگه بندش هم بزني ديگه به زيبايي گذشته نيست مکالمه آخرمون یادته؟ من دوست دارم نمی تونم فراموشت کنم اما تو چی گفتی؟ در کمال ناباوری سنگدلانه گفتی فراموشم کن من گفتم برای تو راحته من دوست دارم با حرف آخرت تمام وجودم شکست تو راحت تر می تونی فراموش کنی مهسا اگه به ظاهر بهت خیانت کردم می خواستم بفهمی که غرورت برای عشقت ارزش نداره مگر نه من کجا و خیانت کجا؟ اشکال نداره من راضیم من با خدا عهد بستم کمکت کنم تا رو پای خودت وایسی تا پای جونمم ایستادگی کردم تو تمام وجودم بودی و من تمام وجودمو از دست دادم عهدمم نشکستم شاید تو قسمت من نبودی نازنینم خوشبخت بشی حتی اگه بر آورده شدن این آرزو به قیمت مرگم باشه برات میمیرم...............
گاهم کرد پنداشتم دوستم دارد. نگاهم کرد در نگاهش هزاران شوق عشق را خواندم. نگاهم کرد دل به او بستم. نگاهم کرد اما بعدها فهمیدم فقط نگاه میکرد از او که رفته نباید رنجشی به دل گرفت آنکه دوستش داریم همه گونه حقی بر ما دارد حتی حق آنکه دیگر دوستمان نداشته باشد نمی توان از او رنجشی به دل گرفت بلکه باید تنها از خود رنجید که چرا باید آنقدر شایسته ی محبت نباشیم که دوست ما را ترک کند ... و این خود دردی کشنده است ... زندگی به من آموخت که چگونه گریه کنم اما گریه به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم.....تو نیز به من آموختی چگونه دوست بدارم اما به من نیاموختی که چگونه تو رو فراموش کنم اگر روزی تهدیدت کردند، بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست! اگر روزی ترکت کردند، بدان با تو بودن لیاقت می خواهد خیلی ها نفرین میکنن ... تلافی میکنن... اما نه ... نفرین من ... الهی اونی که دوستش داری تنهات نذاره ... تلافی من .... میرم تا به اون برسی ... سره راهت نباشم ... راستی ... قد من دوست داره ...؟ خواستم خودمو گول بزنم ؛ همه ی خاطراتم رو انداختم یه گوشه ای و گفتم : فراموش ؛ یه چیزی ته قلبم خندید و گفت : یادمه یادت باشه که یادم بیاری که یادت بدم که یاد بگیری که همیشه به یادتم و یادت هیچ وقت از یادم نمیره . . . این یادت نره . . . یک نصیحت: مواظب خودت باش! یک خواهش: اصلاً عوض نشو! یک آرزو: فراموشم نکن! یک دروغ: تورو دوست ندارم!!، یک حقیقت: دلم برات تنگ شده زمان ! به من آموخت که : دست دادن معنی رفاقت نیست ... بوسیدن قول ماندن نیست ... و عشق ورزیدن ضمانت تنها نشدن نیست ... شبیه برگ پاییزی ، پس از تو قسمت بادم چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است؟چرا لبخندهایت آنقدر تلخ و بیرنگ است؟ اما افسوس که هیچ کس نبود ...همیشه من بودم و من و تنهایی پر از خاطره ... آری با تو هستم! با تویی که از کنارم گذشتی و حتی یک بار هم نپرسیدی چرا چشمهایم همیشه بارانی است یکی محبت میکنه و یکی ناز میکنه ! اونی که ناز میکنه همیشه محبت می بینه اما اونی که محبت میکنه همیشه تنهای تنهاست بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم باشد که نباشیم و بدانند که بودیم دل که رنجید از کسی خرسند کردن مشکل است شیشه بشکسته را پیوند کردن مشکل است دلم می خواست بهانهای باشی برای فراموش کردن همه چیز... اما حالا دلم میخواهد بهانهای باشد برای فراموش کردن" تو" !... ذهن را درگیر با عشقی خیالی کرد و رفت یاران به خدا که بی وفایی مکنید با عاشق دلخسته جدایی مکنید یا آن که وفا می کنید تا آخر یا آنکه از اول آشنایی نکنید اگه احساسمو کشتی اگه از یاد منو بردی اگه رفتی بی تفاوت به غریبه سر سپردی بدوون اینو که دل من شده جادو به طلسمت یکی هست این ور دنیا که تو یادش مونده اسمت ای که بر لبهای ما طرح تبسم می شوی دعوت ما بوده ای , مهمان مردم می شوی نفرین به عشق به عاشقی .نفرین به بخت و سرنوشت . به اون نگاه که عشقتو . تو سرنوشت من نوشت . نفرین به من نفرین به تو . نفرین به عشق من و تو . به ساده بودن منو . به اون دل سیاه تو.......... در دیاری که در آن نیست کسی یار کسی گه یک شب دیگه زیر بارونا قدم زدی بدون که تموم فکر من پیش تو بود مثه تو تو زندگیم هیشکی نبود............... در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد هی فلانی من یه فنجون چای داغ و به تو ترجیح میدم چون اون فقط زبونم میسوزونه و تو دلمو وفای شمع را نازم که بعد از سوختن به صد خاکستری در دامن پروانه میریزد نه چون انسان که بعد از رفتن همدم گل عشقش درون دامن بیگانه میریزد به اولین شخصی که گفتم دوست دارم تو بودی ولی انقدر دل شکستن برات راحت که دل ما رو هم شکستی مشکلی نداره انقدر دل ما شکسته که دیگه ضد ضربه شده زهی نوش لب لعلت حیات جاودان من به دندان می گزی لب را چه می خواهی ز جان من شاهزده کوچلو چی می خوای روی زمین جای تو نیست اینجا امیدی به سحر برای فردای تو نیست آفتاب غروبی نداریم روزهای خوبی نداریم واسه سفر به ناکجا یه اسب چوبی نداریم شاهزده کوچلو اون بالا به غم و آب و نون نبود خونه بدوشی شب و روز بهانه جنون نبود یه وقت مثه ماها نشی خسته ،کلافه ،نیمه جون تو حسرت یه تیکه ابر دیدن یه رنگین کمون اینجا دیگه نشونه ای از گل سرخ و لاله نیست کنار ماه دودیمون نشونه هاله نیست شاهزده کوچلو اون بالا به غم و آب و نون نبود خونه بدوشی شب و روز بهانه جنون نبود تو شبا جای ستاره سکه شماری می کنیم با گل های پلاستیکی عصرو بهاری می کنیم کی گفته اینجا بمونی؟ پاشو برو به آسمون همون جا پیش گل سرخ تو خونه خودت بمون شاهزده کوچلو چی می خوای روی زمین جای تو نیست اینجا امیدی به سحر برای فردای تو نیست آفتاب غروبی نداریم روزهای خوبی نداریم واسه سفر به ناکجا یه اسب چوبی نداریم شاهزده کوچلو اون بالا به غم و آب و نون نبود خونه بدوشی شب و روز بهانه جنون نبود سکوتم را به باران هدیه کردم تمام زندگی را گریه کردم نبودی در فراق شانه هایت به هر خاکی رسیدم گریه کردم خوشحالی که دلمو شکستی؟؟؟ بدان ای نازنین آنچه شکستی تصویر زیبای خودت بود که در دلم ساخته بودی ما نمی تونیم به دلمون یاد بدیم که نشکنه ولی می تونیم بهش یاد بدیم که اگه شکست لبه تیزش دست اونی که شکسته تش رو نبره درسته که یه روزی فراموش می کنی و یه روز دیگه فراموش می شی ولی اینو بدون فراموش شدگان هرگز فراموش کنندگان را فراموش نمی کنند چه سخته آدم دوباره به دیواری تکیه بده که 1بار آوارش روش ریخته برو برو منم بیزارم از تو خیالم هس که دست وردارم از تو خیالت هس که مو یاری ندارم گلِِِی دارم که بویِش بهتـر از تـو غریبی رفتم و از تو گذشتم دو چشم سیل میبارید بستم دلی که صبح و شو یاد تو می کرد خدا صبری به دلدادم نشست دیگه بهت نمیگم برو به جهنم. آخه مگه جهنمیا چه گناهی کردن که باید عوضی مثل تو رو تحمل کنن کاشکی عشق دیروز هنوز میون ما بود واسه من توی قلبت هنوز یه ذره جا بود تا عمر دارم این دل شکسته رو تحمل میکنم و با خودم همه جا می برم تا شاید یه بند زن پیدا بشه بتونه مثل قبل درستش کنه تا شاید دوباره عاشق بشه دل ما که شکست کسی صدایش نشنید اری دل مرد بی صدا می شکند حالا که بشکن بشکه امیدوارم یکی هم ماله تورو بشکنه با از دست دادن همه چیز ، همه چیز می شوی! تو همه چیز منی هر وقت دل کسی رو شکستی 1 میخ بزن تو دیوار هر وقت که دلشو به دست اوردی اون میخ رو از دیوار در بیار ولی جای اون میخ همیشه رو دیوار میمونه حالا که رفتنی شده ای طبق گفته ات آهن قراضه ای که چنان گرم گرم گرم ما که رفتیم حالا تو میمونی و عشق جدید میدونم چند روز دیگه میشنوم جدا شدید به نامردی نامردان قسم خوردم که نامردی کنم در حق نامردان الهی یکی پبدابشه رو دلت پا بزاره هرچی که با من میکنی یه روز به روزت بیاره دل که رنجید از کسی خرسند کردن مشکل است شیشه بشکسته را پیوند کردن مشکل است دل من تـنها بـود ، دل من هرزه نـبـود ... دل من عادت داشـت ، که بمانـد یک جا به کجا ؟! معـلـوم است ، به در خانه تو ! دل من عادت داشـت ، که بمانـد آن جا ، پـشـت یک پرده تـوری که تو هر روز آن را به کناری بزنی ... دل من ساکن دیوار و دری ، که تو هر روز از آن می گـذری . دل من ساکن دستان تو بود دل من گوشه یک باغـچه بـود که تو هر روز به آن می نگری راستی ، دل من را دیـدی ...؟!! من آهنگ غریب روزگارم. غمی بی انتها در دارم. تمام هستی ام یک قلب پاکست. که آن را زیر پایت می گذارم. زندگی اجبار است ... مرگ انتظار است ... عشق یک بار است ... جدایی دشوار است ... ولی یاد تو تکرار است ... ! عاشقت خواهم ماند بی آنکه بدانی دوستت خواهم داشت بی آنکه بگویم درد دل خواهم گفت بی هیچ گمانی گوش خواهم داد بی هیچ سخنی در آغوشت خواهم گریست بی آنکه حس کنی در تو ذوب خواهم شد بی هیچ حراراتی اینگونه شاید احساسم نمیرد روز اول خیلی اتفاقی دیدمت... خیلی ممنون از کامنتاتون خیلی دوستون دارم
|
About![]()
سلام من مهسام. یه روز اردیبهشت چشم همه رو روشن کردم .دختر مهربون پایه احساساتی ...... هستم یکم شیطونم
Home
|