تبليغاتX
دختریخی در قصر شیشه ای احساس - برای تو می نویسم

دختریخی در قصر شیشه ای احساس

سلام غریبه

 

سلااااااااام گلای قشنگم

ممنون از همتون که به من لطف دارین

بازم دلم گرفته ولی لزومی نداره حال شمارم بگیرم فعلا برید حال کنید

راستی آهای کسائیکه واقعا نوشته هامو می خونید بهم بگید دوست دارین براتون عکس بذارم

اس ام اس بنویسم یا خاطره ...........

من رشته محبت خود از تو مي بُرم ….. باشد گره خورد به تو نزديکتر شوم

بدنامي حيات دو روزي نبود بيش…. آنهم با تو بگويم چه سان گذشت


يک روز صرف دل بستن دل شد به اين و آن….. روز دگر به کندن دل از اين و آن گذشت

در لحظات تصميم گيري است که سرنوشت ما شکل مي گيرد

 

خدايا به عالم تو راضي مباش…. کزين بيشتر من خدايا کنم



کسي که در آفتاب زحمت کشيده ، حق دارد در سايه استراحت کند

 

اگر هر روز راهت را عوض کني ، هرگز به مقصد نخواهي رسيد

 

در انديشه آنچه کرده اي مباش، در انديشه آنچه نکرده اي باش

 

درباره درخت بر اساس ميوه هايش قضاوت مي کنند نه بر اساس برگهايش

 

خداوند به هر پرنده اي دانه اي ميدهد، ولي آنرا داخل خانه اش نمي اندازد


آنقدر شکست خوردن را تجربه کنيد تا راه شکست دادن را بياموزيد

 

تفاوت بزرگي ميان دوست نداشتن رفتار ديگري ، با دوست نداشتن خود او وجود دارد

 

يکي مي پرسد : اندوه تو از چيست؟ سبب ساز سکوت مبهمت کيست؟ برايش صادقانه مي نويسم: براي آنکه بايد باشد و نيست….

اين عشق نيست که دنيا را مي چرخاند. عشق چيزي است که چرخش آنرا ارزشمند مي کند


ز چشمت اگر چه دورم هنوز….پر از اوج و عشق و غرورم هنوز
اگر غصه باريد از ماه و سال….به ياد گذشته صبورم هنوز
شکستند اگر قاب ياد مرا…..دل شيشه دارم بلورم هنوز
سفر چاره دردهايم نشد….. پر از فکر راه عبورم هنوز
ستاره شدن کار سختي نيست…. گرشتم ولي غرق نورم هنوز
پر از خاطرات قشنگ توام…..پر از ياد و شوق و مرورم هنوز
ترا گم نکردم خودت گم شدي……من شيفته با تو جورم هنوز
اگر جنگ با زندگي ساده نيست…..در اين عرصه مردي جسورم هنوز
اگر کوک ماهور با ما نساخت…..پر از نغمه پک و شورم هنوز
قبول است عمر خوشي ها کم است…..ولي با توام پس صبورم هنوز


نردبان اين جهان ما و مني است…..عاقبت اين نردبان افتادني است
لاجرم آنکس که بالاتر نشست……استخوانش سخت تر خواهد شکست

 

آنقدر دل اَتم پُر بود که با شکافتنش دنيايي لرزيد. دل من نيز پُر بود. وقتي شکست ، سکوتي کرد که به دنيايي مي ارزيد

امروز را براي بيان عشق به عزيزانت غنيمت بشمار. شايد فردا احساسي باشد اما …عزيزي نباشد

ساقه شکستن ، قانون طوفان است. تو نسيم باش و نوازش کن
به نامردي نامردان قسم خوردم …… که نامردي کنم در حق نامردان

در حضور خارها هم ميشود يک ياس بود..در هياهوي مترسکها پر از احساس بود
ميشود حتي براي ديدن پروانه ها….شيشه هاي مات يک متروکه را الماس بود.
دست در دست پرنده،بال در بال..نسيم ساقه هاي هرز اين بيشه ها را داس بود
کاش مي شد حرفي از « کاش ميشد» هم نبود….هر چه بود احساس بود و عشق بود و ياس بود

روز اول با عشق برايت گلي آوردم….. و تو با آن ظرفها را شستي

به خودتان قول بدهيد ، هيچ وقت به اميد تغيير دادن کسي ، با او وارد زندگي مشترک نشويد

مرا هر جور خواهي دربه در کن جفايت را از اين هم بيشتر کن بزن با عشق خود آتش به جانم .
در کوير سبز عشق،اين سخن از من بگير مرگ تو مرگ من است،پس تمنا ميکنم هرگز نمير.

سکوت سرشار از ناگفته هاست و ناگفته ها پر بهاترين داشته هاست.

زندگي مانند رانندگي در يک دشت پر از گل است که بايد از همه لحظه هاش استفاده کنيم به تفاوت اينکه در آخر جاده تابلويي به اين عبارت نصب شده(دور زدن ممنوع)

زنده ام با نام تو پژمرده ام بي نام تو،حاضرم پرپر شوم در محضر ديدار تو.
ديگه رو خاک وجودم نه گلي هست نه درختي،لحظه هاي بي تو بودن ميگذره اما به سختي،دل تنها و غريبم داره اين گوشه ميميره،ولي حتي وقت مردن باز سراغتو ميگيره.

فردا هايي که هيچ وقت نميرسند هم بهانه خوبي است براي اميدوار بودن،براي زندگي بهتر داشتن،براي يک نفس راحت کشيدن،خدايا شکر.

با آب طلا نام حسين قاب کنيد،با نام حسين يادي از آب کنيد،خواهيد که سربلند و جاويد شويد،تا آخر عمر تکيه به ارباب کنيد.

ما زنده به عشقيم ولي عشق تب دوست،ما طالب مرگيم ولي در طلب دوست،ما تشنه درديم ولي از غم هجرانيم،درويش نگاهيم ولي با لب خندان.

به سه دليل دوستت دارم دو تاشو نميدونم يکيشم يادم نيست.

بار دگر ما را کلک زد دم از يک اتفاق مشترک زد براي لحظه اي با تو شکفتن هزاران بار قلبم را محک زد

همان طور که آفتاب تيرگي ها را مي راند اشخاص با نشاط نيز از قلب ديگران غم و اندوه را مي زدايند - دکتر علي شريعثي

يکي مي پرسد: “اندوه تو چيست؟ سبب ساز سکوت مبهمت کيست؟” برايش صادقانه مي نويسم: براي آنکه بايد باشد و نيست

عشق مثله پنير ميمونه، زيادش آدمو خنگ ميکنه، نرمالش فقط تا يک ساعت آدمو سير نگه ميداره، هيچ ... هم بدونه پنير نمرده .

*دل را به نديدن عادت ندادم اما پري من به نديدنم عادت داشت هر شب به ديدارش مي شتابم اما فرشته ي كوچك من فراموش كار است ... فرو رفتن در عين شين قاف هم چه چيز با نمكي ست ;)

*هنوز در به در کوچه هاي خاطره ام / هنوز اسم تو مانده گوشه حنجره ام /هنوز مثل نخستين نگاه عاشق تو / در انحصار غم عشق در محاصره ام

*توي زندگي بعضي چيز ها بزرگ ، بعضي چيز ها کوچک ، بعضي چيز ها ساده و بعضي چيز ها مهم هستند:
بزرگ مثل عشق
کوچک مثل غم
ساده مثل من
مهم مثل تو ...

*دل را به نديدن عادت ندادم اما پري من به نديدنم عادت داشت هر شب به ديدارش مي شتابم اما فرشته ي كوچك من فراموش كار است … فرو رفتن در عين شين قاف هم چه چيز با نمكي ست ;)

*هنوز در به در کوچه هاي خاطره ام / هنوز اسم تو مانده گوشه حنجره ام /هنوز مثل نخستين نگاه عاشق تو / در انحصار غم عشق در محاصره ام

*توي زندگي بعضي چيز ها بزرگ ، بعضي چيز ها کوچک ، بعضي چيز ها ساده و بعضي چيز ها مهم هستند:
بزرگ مثل عشق
کوچک مثل غم
ساده مثل من
مهم مثل تو …

وقتي عشقت رو از دست دادي ديگه سعي نكن به دستش بياري ،درست مثل چيني شكسته مي مونه كه حتي اگه بندش هم بزني ديگه به زيبايي گذشته نيست
بار دگر ما را کلک زد دم از يک اتفاق مشترک زد براي لحظه اي با تو شکفتن هزاران بار قلبم را محک زد

مکالمه آخرمون یادته؟

من دوست دارم نمی تونم فراموشت کنم

اما تو چی گفتی؟ در کمال ناباوری سنگدلانه گفتی فراموشم کن

من گفتم برای تو راحته من دوست دارم

با حرف آخرت تمام وجودم شکست

تو راحت تر می تونی فراموش کنی مهسا

اگه به ظاهر بهت خیانت کردم می خواستم بفهمی که غرورت برای عشقت ارزش نداره مگر نه من کجا و خیانت کجا؟

اشکال نداره من راضیم

من با خدا عهد بستم کمکت کنم تا رو پای خودت وایسی

تا پای جونمم ایستادگی کردم

تو تمام وجودم بودی و من تمام وجودمو از دست دادم

عهدمم نشکستم شاید تو قسمت من نبودی نازنینم خوشبخت بشی

حتی اگه بر آورده شدن این آرزو به قیمت مرگم باشه

برات میمیرم...............



 

+نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت16:51توسط مهسا | |