|
سلام خوفین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ می بینین آقا چه ذوقی می کنه؟ شرمنده این چیزا از من به دوره ولی وقتی شیطون می شم اینطوری می شه.............. خوشملن نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ دفترمو باز می کنم اولین صفحه حکایت از رفتنت دارد به صفحه ی دیگر می نگرم باز حکایت از رفتنت دارد...... تمام صفحات از نبودنت...... از غم دوریت.......... چشم انتظاریت .......... و امید به بازگشتت پر کرده ام تنها یک برگ سفید باقی مانده برگی که برای آمدنت خالی گذاشتم........ کاش کنارم بودی کاش چشمان مخمورت هنوز جستجو گر چشمان من بود کاش دستای گرمت هنوز تو دستای سردم بود کاش کلمه ی دوستت دارم را روی لبانت جراحی نمی کردند کاش آغوشت هنوز هم برای من بی پناه بود نه آن بیگانه خدا نشناس کاش بینمون غریبه ای راه پیدا نمی کرد کاش.......... کاش اون روز لعنتی اتفاق نمی افتاد کاش تو چشمانت را به دیگری نمی فروختی کاش روحت را اینگونه اسیر رقیبم نمی کردی و ای کاش امیدم به این زندگی می ماندی....... ولی افسوس......... این یه نامه ی قدیمیه ولی خیلی قشنگه
|
About![]()
سلام من مهسام. یه روز اردیبهشت چشم همه رو روشن کردم .دختر مهربون پایه احساساتی ...... هستم یکم شیطونم
Home
|